دم زدن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(دَ. زَ دَ) (مص ل.) ۱- نفس کشیدن، نفس تازه کردن. ۲- حرف زدن. ۳- ادعا کردن. ۴- کنایه از: تأخیر کردن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(دَ. زَ دَ) (مص ل.) ۱- نفس کشیدن، نفس تازه کردن. ۲- حرف زدن. ۳- ادعا کردن. ۴- کنایه از: تأخیر کردن.