دم گرگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دُ مِ گُ) (اِ.) ۱- کنایه از: صبح کاذب. ۲- یکی از منازل قمر؛ شوله، دنبال گرگ، ذنب السرحان.واژه قبلی: دم گرفتنواژه بعدی: دما