دماغه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دماغه . [ دُ غ َ / غ ِ ] (اِ) تاج باز شکاری و جز آن . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) : هر کس که به غیر او نظربازی کرد شد عینک او دماغه ٔ دیده ٔ او. شرف (از آنندراج ).
دماغه . [ دَ غ َ / غ ِ ] (اِ) بینی کوه و تیغه ٔکوه . (ناظم الاطباء). نوکی پیش آمده از کوه . (یادداشت مؤلف ). ◄ کمان کشتی . تماغه . (ناظم الاطباء). ◄ چوبی به درازای در میان دو مصراع و متصل به یکی از آن دو که درز میانین را پوشد چون دو لنگه را پیش کنند یعنی ببندند. (یادداشت مؤلف ). ♦ دماغه ٔ در ؛ بینی در. محجوبه . انف باب . رتاج . (یادداشت مؤلف ). ◄ رأس یعنی نوک پیش آمده از خاک در دریا. نوک زبانه ٔ خشکی در آب . رأس . سنگپوز یا قطعه زمینی کمابیش نوک دار که در دریا یا در دریاچه پیش رفته باشد. (دایرةالمعارف فارسی ). رأس الرجاء الصالح ؛ دماغه ٔ امید نیک . (از یادداشت مؤلف ).