دمبدم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ بِ یا بَ دَ) (ق مر.) لحظه به لحظه، دمادم.مترادفها و واژههای مرتبطپیاپی، دمادم، دمگیر، لحطهبهلحظه، مداوم، هماره، هموارهواژه قبلی: دماگوژیواژه بعدی: دمبرگ