دمدمی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بوالهوس، بلهوس، متلون، هوسباز، تفننی، متفنن، بازیگوش، بیمسئولیت، سبکسر بیعار، بیعفت، بیوفا، خائن بیهدف، بیانگیزه، جبلی، بلاتکلیف، پنطی دهنبین، بیثبات، همواره متغیر عضو حزب باد احساساتی، نامعقول، بیانضباط، بینظم، بیتربیت، خودسر، خودرأی، صفراییمزاج، تندطبع، غیرقابل پیشبینی، سبک، بیعقل، [نادان] هیستریک، شوریده وسواسی، سختگیر، اهل مد، مشکلپسند خیالباف، خیالاتی، غریب، دمدمیمزاج بوقلمون صفت، فرصتطلب