دمق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دمق . [ دَ م َ ] (معرب، اِ) معرب از دمه ٔ فارسی . باد وبرف . ◄ دزدی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
دمق . [ دَ ] (ع مص ) داخل کردن چیزی در چیزی . ◄ دزدیدن چیزی . (از اقرب الموارد).
دمق . [ دَ م َ ] (ع مص ) بشکستن . (از المصادر زوزنی ). دندان شکستن . (تاج المصادر بیهقی ).