دمور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دمور. [ دَ ] (اِ) آواز نرم و آهسته . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از برهان ).
دمور. [ دُ ] (ع مص ) هلاک گردیدن . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). هلاک شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). ◄ هلاک کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ناپدید شدن جای و مکان . ◄ بی دستوری درآمدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). دموق . بی دستوری در سرای کسی شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از المصادر زوزنی ) (از غیاث ) (از اقرب الموارد). ◄ به بدی ناگاه درآمدن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ حمله کردن . (ناظم الاطباء). ◄ سر در جامه کشیدن . (المصادر زوزنی ).
دمور. [ دُ ] (ع اِ) حمله و یورش بد و سخت . (ناظم الاطباء).