دمیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دمیری .[ دَ ری ی ] (اِخ ) کمال الدین ابوالبقاء محمدبن موسی بن عیسی شافعی . متولد ٧٤٢ و متوفی به سال ٨٠٨ هَ . ق .در دمیره ٔ مصر بدنیا آمد و پس از تحصیل به گفتن شعرو تدریس حدیث پرداخت . از آثار اوست : ١ - حیوةالحیوان، که در دو نسخه ٔ کوچک و بزرگ آن را ترتیب داد، بارها تجدید چاپ شده و بخش بزرگی از آن به زبان انگلیسی ترجمه گردیده است . ٢ - الجوهر الفرید فی علم التوحید. ٣ - النجم الوهاج فی شرح المنهاج در ٤ جلد. (از معجم المطبوعات مصر) (از یادداشت مؤلف ). کمال الدین محمدبن موسی (حدود ٧٤٢ - ٨٠٨ هَ . ق .)، فقیه شافعی و عالم تفسیر و حدیث و ادب، متوفای قاهره . در آغاز از راه خیاطی امرار معاش می کرد، و سپس به تحصیل علم پرداخت و به جایی رسید که اجازه ٔ تدریس و فتوی یافت . درجامع ازهر تدریس کرد. سالها عبادت ورزید و اغلب روزه داشت، بین سال های ٧٦٢ و ٧٩٩ هَ . ق . شش بار به سفرحج رفت . شهرت دمیری به سبب کتاب حیات الحیوان اوست . اثر دیگرش الدیباجة در شرح سنن ابن ماجة است . رجوع به ریحانةالادب و مآخذ آن و دایرةالمعارف فارسی شود.
دمیری . [ دَ ری ی ] (اِخ ) عبدالوهاب بن خلف، معروف به خلف . از راویان بود و به سال ٢٧٠ هَ . ق . در دمیرة درگذشت . (از لباب الانساب ).
دمیری . [ دَ ری ی ] (ص نسبی ) منسوب است به دمیرة که دهی است در مصر. (از لباب الانساب ).