دنبلان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دُ بَ) (اِ.) بیضه چهارپایان حلال گوشت.(دُ بَ) (اِمر.)۱ - خایه گوسفند. ۲- نوعی قارچ خوراکی.واژه قبلی: دنبرهواژه بعدی: دنبه