دندان زدن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. زَ دَ) ۱- گزیدن. ۲- گاز زدن. ۳- (کن.) خصومت ورزیدن، کینه خواستن. ۴- (کن.) برابری کردن. ۵- (کن.) چسبیدن. ۶- میل کردن، طمع کردن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. زَ دَ) ۱- گزیدن. ۲- گاز زدن. ۳- (کن.) خصومت ورزیدن، کینه خواستن. ۴- (کن.) برابری کردن. ۵- (کن.) چسبیدن. ۶- میل کردن، طمع کردن.