دندان نهادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. نَ دَ) (مص م.) کنایه از: ۱- قبول کردن. ۲- رغبت نمودن. ۳- طمع بستن.واژه قبلی: دندان نمودنواژه بعدی: دندان پزشک