ده گانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده گانه . [ دَه ْ ن َ ] (ص نسبی، اِ مرکب ) ده تایی . ◄ دهگانی : آن قدر دهگانه ای کان پنج دهقان می دهند هم دعاگویانش راباید که آن مزد دعاست . خاقانی . چو دهگانه ای ماند از آن زر به جای در آن دستکاری بیفشرد پای . نظامی . و رجوع به دهگانی شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی