دهل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دُ هُ) (اِ.) طبل بزرگ، کوس. ؛ ~دریده کنایه از: رسوا، مفتضح.مترادفها و واژههای مرتبطدبداب، دف، طبل، کوس، نقارهواژه قبلی: دهقنتواژه بعدی: دهل زن