دو بادام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دو بادام . [ دُ ] (اِ مرکب ) کنایه است از دو چشم . (از انجمن آرا) (آنندراج ) : چو بگشاید نگار من دو بادام و دو مرجان را بدین نالان کند دل را بدان رنجان کند جان را من از مژگان بیارایم به مروارید مرجان رخ چو از سی و سه مروارید بردارد دو مرجان را. قطران تبریزی (از انجمن آرا).