دودآهنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دودآهنگ . [ هََ ] (اِ مرکب ) دودآهنج . (ناظم الاطباء) (از برهان ). فکژ. دودکش . داخنه . دوددان . همان دودآهنج است به هر دو معنی آن . (یادداشت مؤلف ). به معنی دودکش است چه یک معنی آهنگ کشیدن است و آن سوراخی است که در حمام ها و مطبخها و بخاریها گذارند تا دود بیرون رود. (آنندراج ) (از فرهنگ جهانگیری ). روزنی که از آن دود بیرون رود و آن را دودکش نیز گویند. (غیاث ) : آفاق به پای ماه ما فرسنگی است وز ناله ٔ ما سپهر دودآهنگی است . خاقانی . آتشی چون سیاه دود به رنگ کآورد سر برون ز دودآهنگ . نظامی . حجره ای با چهار دودآهنگ بر دل و دیده چون نباشدتنگ . نظامی . اگر چه ز آتش سودا چو خصمت دلی دارد چو دودآهنگ لاله . کمال الدین اسماعیل . ◄ دودآهنج . پارچه ٔ سفالی که جهت گرفتن دوده از برای ساختن مرکب بر بالای چراغ تعبیه کنند. (از برهان ) (ازآنندراج ) (از ناظم الاطباء).