دودم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دودم . [ دُ دَ ] (ص مرکب ) دارای دودم و دولبه . (ناظم الاطباء). که از دو سوی ببرد. دارای دولبه ٔ تیز و بران . دودمه . دولبه . ♦ شمشیر یا تیغدودم ؛ تیغ و شمشیر با دولبه ٔ برنده و تیز. دولب . (یادداشت مؤلف ).
دودم . [ دُ وَ دِ ] (ع اِ) آب سرخی که از درخت یز و یا درخت طلح بیرون می آید. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). دوادم . (آنندراج ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به دوادم شود.