دودگون
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص مر.) تیره، تار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص مر.) تیره، تار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دودگون . (ص مرکب ) دودی . به رنگ دود. دودرنگ . (یادداشت مؤلف ). ادکن . (زمخشری ). دودفام . تیره . تار.
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص مر.) تیره، تار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص مر.) تیره، تار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دودگون . (ص مرکب ) دودی . به رنگ دود. دودرنگ . (یادداشت مؤلف ). ادکن . (زمخشری ). دودفام . تیره . تار.