دور گذاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دور گذاشتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) در جای دور قرار دادن . دور کردن . دور نمودن . به جای دور بردن . به فاصله ٔ بسیار قرار دادن : بفرمود پس تاش برداشتند از آن بوم و بر دور بگذاشتند. ؟
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دور گذاشتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) در جای دور قرار دادن . دور کردن . دور نمودن . به جای دور بردن . به فاصله ٔ بسیار قرار دادن : بفرمود پس تاش برداشتند از آن بوم و بر دور بگذاشتند. ؟