واژه جو

دور گشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دور گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) دور گردیدن . دور شدن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دور شدن و دور گردیدن شود.

معنی دور گشتن | واژه جو