دورافشاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دورافشاره . [ اِ رَ / رِ ] (ص مرکب ) دورافشارنده .که به فاصله بسیار پراند (صفتی ایر را در انزال ): زین سرابونی یک اندامی درشتی پردلی مغکلاهی مغرویی دیرآب و دورافشاره ای . سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دورافشاره . [ اِ رَ / رِ ] (ص مرکب ) دورافشارنده .که به فاصله بسیار پراند (صفتی ایر را در انزال ): زین سرابونی یک اندامی درشتی پردلی مغکلاهی مغرویی دیرآب و دورافشاره ای . سوزنی .