دورجه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دورجه کردن . [ ج َه ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دور جستن . دور جهیدن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دور جستن و دورخیز کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دورجه کردن . [ ج َه ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دور جستن . دور جهیدن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دور جستن و دورخیز کردن شود.