دورفرسنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دورفرسنگ . [ ف َ س َ ] (ص مرکب ) بسیار دور. سخت بعید. راه دور و دراز. (یادداشت مؤلف ) : گرفتم رهی دورفرسنگ پیش ندانم که آیم بر اورنگ خویش . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دورفرسنگ . [ ف َ س َ ] (ص مرکب ) بسیار دور. سخت بعید. راه دور و دراز. (یادداشت مؤلف ) : گرفتم رهی دورفرسنگ پیش ندانم که آیم بر اورنگ خویش . نظامی .