دورنما/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ) (ص فا.) (اِمر.) ۱- پرده نقاشی یا عکس که منظرهای دور رانشان دهد. ۲- منظره، چشم انداز.مترادفها و واژههای مرتبطافق، چشمانداز، منظر، منظرهواژه قبلی: دوربینواژه بعدی: دورنویس