دوره کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) (مص م.)<BR>۱- درس را مرور کردن.<BR>۲- محاصره کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) (مص م.) ۱- درس را مرور کردن. ۲- محاصره کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوره کردن . [ دَ / دُو رَ / رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) احاطه کردن . محیط شدن . اطراف چیزی یا کسی یا جایی گرد آمدن . (یادداشت مؤلف ). ♦ دوره دوختن به ؛ دوختن چیزی بر درزهای جامه یا پارچه ٔ دیگر به قصد استحکام آن . (یادداشت مؤلف ). ♦ دوره کردن ریش ؛ زیر زنخ را از بن گوشی تا بن گوش دیگر تراشیدن . (از یادداشت مؤلف ). ♦ دوره کردن گیوه ؛ دورتا دور درز میان رویه و کف را از سوی بیرون چرم و از درون نوار گرفتن . دورتا دور آن یا در ملتقای رویه و کف نسیجی یا چیزی دوختن . (یادداشت مؤلف ). ◄ همگان متفقاً و به همداستانی کاری یا چیزی را از کسی خواستن ؛ همگام و همزبان به سبب عملی کسی را ملامت کردن . (یادداشت مؤلف ). ♦ دوره کردن کسی را ؛ پیرامون او گردیدن و همه همزبان از او چیزی خواستن . به اجماع چیزی از او خواستن . (یادداشت مؤلف ). ◄ خواندن متعلم بالتمام درس های هفته یا ماه یا سال را بار دیگر فراموش نشدن را. (یادداشت مؤلف ). ♦ دوره کردن درس را ؛ درس های خوانده ٔ هفته یا ماه یا سال را بار دیگر بالتمام خواندن . دوره خواندن درس هفته یاماه را. (یادداشت مؤلف ).