دورگه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دُ رَ گِ) (ص مر.) انسان یا جانوری که پدر و مادرش از دو نژاد باشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دُ رَ گِ) (ص مر.) انسان یا جانوری که پدر و مادرش از دو نژاد باشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دورگه . [ دُ رَ گ َ / گ ِ ] (ص نسبی ) دوتخمه . دورگ . اسب یا حیوانی که از دو جنس مختلف باشد. اسبی که نژاد وی آمیخته شده باشد. (ناظم الاطباء): اسب دورگه ؛ اسب دوتخمه . عربی و ترکمانی . اکدش . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دورگ شود. ◄ مطلق آمیختگی چنانکه آمیختگی زیر و بم آواز و جز آن . ♦ دورگه شدن صوت ؛ جهوری شدن آن چنانکه در نوبالغان . (یادداشت مؤلف ). ♦ صدای دورگه ؛ آوازی چون آواز کسی که شب نخفته است . (یادداشت مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
اکدش، دونژاده خشن، کلفت
فرهنگ طیفی واژهدان
نامتجانس، پیوندی آمیزشی، آمیخته
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی