دوری
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
اجتناب، احتراز، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، حذر، کنارهگیری جدایی، فراق، فرقت، مفارقت، مهجوری، هجر، هجران غربت غیبت بعد، بعد، فاصله، مسافت (متضاد: نزدیکی، وصال)
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
اجتناب، احتراز، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، حذر، کنارهگیری جدایی، فراق، فرقت، مفارقت، مهجوری، هجر، هجران غربت غیبت بعد، بعد، فاصله، مسافت (متضاد: نزدیکی، وصال)