دوری
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بعد مسافت قطب مخالف، جهت مقابل انزوا، گوشهگیری لایه بیرونی، پیرامون، بیرون نقطه دوردست، خارج ازمیدان دید، اقصانقاط، افق، مرز، حد، کناره دوری ازوطن، غربت، هجران، جدایی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بعد مسافت قطب مخالف، جهت مقابل انزوا، گوشهگیری لایه بیرونی، پیرامون، بیرون نقطه دوردست، خارج ازمیدان دید، اقصانقاط، افق، مرز، حد، کناره دوری ازوطن، غربت، هجران، جدایی