دوست بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دوستی کردن، آشنا بودن آشنا شدن، نزدیک شدن، اخت پیدا کردن، ازدر دوستی درآمدن، ارتباط گرفتن (یافتن)، تماس گرفتن، رابطه برقرار کردن آشنا کردن، معرفی کردن، الفت دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دوستی کردن، آشنا بودن آشنا شدن، نزدیک شدن، اخت پیدا کردن، ازدر دوستی درآمدن، ارتباط گرفتن (یافتن)، تماس گرفتن، رابطه برقرار کردن آشنا کردن، معرفی کردن، الفت دادن