دوستاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوستاق . (ترکی، اِ) دوستاخ . در لهجه ٔ آذری به معنی زندان است . محبس . زندان خانه . حبس . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دوستاخ و زندان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوستاق . (ترکی، اِ) دوستاخ . در لهجه ٔ آذری به معنی زندان است . محبس . زندان خانه . حبس . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دوستاخ و زندان شود.