دوغ زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوغ زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) مسکه برآوردن . (ناظم الاطباء). تکاندن مشک و ظرف دیگر را که در آن شیر یا ماست است گرفتن مسکه را. (از یادداشت مؤلف ): مخض . تمخض ؛ دوغ زده شدن . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوغ زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) مسکه برآوردن . (ناظم الاطباء). تکاندن مشک و ظرف دیگر را که در آن شیر یا ماست است گرفتن مسکه را. (از یادداشت مؤلف ): مخض . تمخض ؛ دوغ زده شدن . (منتهی الارب ).