دوغاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوغاب . (اِ مرکب ) یا دوغ آب . دوغ آمیخته با آب . آب دوغ . (یادداشت مؤلف ). ◄ هر چیزی که در آن آب ریزند تا همچون دوغ سفید و آبکی گردد. ◄ آشی است که از شیر سازند. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ گچ یا آهک یا سیمان آمیخته با آب بسیاررقیق که بنایان برای پر کردن و گرفتن درزها و لایهای سنگ ها یا آجرها یا کاشی ها و یا موزائیک های فرش شده بر کف حیاط و طاق اتاق و غیره ریزند. گچ یا آهک یا سیمان کم در آبی بسیار گشاده کرده . (یادداشت مؤلف ).