دولت گرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دولت گرای . [ دَ / دُو ل َ گ ِ ] (نف مرکب ) دولت گرا. مشتاق قدرت و سلطنت و حکمرانی . (ناظم الاطباء). که به دولت گرایش دارد. دولت خواه . دولت پرست . که به حکومت وسلطنت وابستگی و گرایش دارد. (از یادداشت مؤلف ).
دولت گرای . [ دَ ل َ گ ِ ] (اِخ ) دولت گرای خان اول، ششمین خان از خانان قریم (قرم ) پسر مبارک گرای سلطان است که به سال ٩٥٨ هَ .ق . از طرف سلطان سلیمان به مقام خانی منصوب شد و ٢٥ سال حکومت کرد و به سال ٩٨٥ هَ .ق . به مرض طاعون درگذشت . وی طبع شعر داشت و به ترکی اشعاری از او باقی است . (از قاموس الاعلام ترکی ).