دولتمند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. مَ) [ ع - فا. ] (ص مر.)۱ - خوشبخت سعادتمند. ۲- توانگر، ثروتمند.مترادفها و واژههای مرتبطاعیان، پولدار، توانگر، ثروتمند، چیزدار، دارا، دولتیار، غنی، مالدار، متعین، متمکن، متمول، متنعم ≠ بیچیز، فقیر، ندارواژه قبلی: دولتخواهواژه بعدی: دولتی