دولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دولی . (حامص ) (از: دول + یای مصدری ) حیله بازی و بی شرمی و بدسرشتی . حیزی . هیزی . مخنثی . بغایی . (یادداشت مؤلف ). دغابازی . (شرفنامه ٔ منیری ). مکر و فریب . (آنندراج ). فریب و مکر و حیله . (ناظم الاطباء) : همان که بودی از این پیش شادگونه ٔ من کنون شده ست دواج تو ای به دولی فاش . عسجدی .
دولی . [ لا ] (ع اِ) سختی و بلا. (ناظم الاطباء).
دولی . [ لی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب است به دول . (منتهی الارب ). رجوع به دول شود.