واژه جو

دومین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دومین . [ دُ وُ ] (ص نسبی، اِ) دویمین . (ناظم الاطباء). دومی . که در مرتبه ٔ دوم قرار دارد. (یادداشت مؤلف ) : چندانکه نگه می کنم ای رشک پری بار دومین ز اولین خوبتری . سعدی . و رجوع به دوم و دومی شود.

واژگان فارسی سره واژه‌دان

دومین

معنی دومین | واژه جو