دژآلود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دژآلود. [ دُ ] (ن مف مرکب ) دژآلوده . سهمگین . خشمگین . قهرآلود. (برهان ). خشمگین و غضبناک : یکی شیر دژآلود است در جنگ که دارد از مصاف شیر نر ننگ . خسروانی . ثَرملة؛ دژآلودخوردن، یعنی بی ادب و پریشان خوردن . (از مجمل اللغة)(از منتهی الارب ). ◄ تندخوی . (ناظم الاطباء). بدخو. تندخلق .