دژبرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دژبرو. [ دُ ب ُ / ب َ ] (ص مرکب ) (از : دژ + برو، مخفف ابرو) گره بر ابرو زننده .(برهان ). بدخوی . زشت خوی . روی ترش کننده و عبوس کننده . (ناظم الاطباء). ◄ خشمگین . قهرآلود. (برهان ) بدخشم . (آنندراج ). خشم آلود. غضبناک : یکی دژبرویست پرخاشخر کز او هست شیر ژیان را حذر. ابوشکوربلخی .