دژدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دژدار. [ دِ ] (نف مرکب ) دژدارنده . متصرف و حاکم قلعه . (ناظم الاطباء). دارنده ٔ حصار. کوتوال . دژبان . (شرفنامه ٔ منیری ). قلعه دار. نگاهبان قلعه : بیامد چو نزدیک دژ دررسید سخن گفت و دژدار مهرش بدید. فردوسی . دلیران دژدار مردی هزار بسوی کلات اندرآمد سوار. فردوسی . به شب رفته بودند با گژدهم سواران دژدار و گردان بهم . فردوسی . بدین روی دژدار بد گژدهم دلیران بیدار با او بهم . فردوسی .