دکاندار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دکاندار. [ دُک ْ کا / دُ ](نف مرکب ) دکان دارنده . دارنده ٔ دکان . صاحب دکان . (ناظم الاطباء). کاسب . (فرهنگ فارسی معین ) : در پیش هر دو هر دو دکاندار آسمان استاده اند هر چه فروشند می خرند. ناصرخسرو. جان شد اینجا چه خاک بیزد تن که دکاندار از دکان برخاست . خاقانی . ◄ کاسب چرب زبان که از کالا و متاع تحسین می کند. (ناظم الاطباء).چرب زبان و مشتری گیر. و رجوع به دکانداری شود : تا بود گربه مهتر بازار نبود موش جلد و دکاندار. سنائی . ◄ کلبه دار. (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ ریائی و عرضه کننده ٔ متاع فریب .