دکم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دکم . [ دَ ](ع مص ) دست در سینه زده راندن کسی را، و سپوختن . (از منتهی الارب ). راندن و دفع کردن کسی را: دکمه فی صدره ؛ أی دفعه . (از اقرب الموارد). ◄ کوفتن بعض را بر بعض . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ شکستن دهان یا بینی کسی را. ◄ آرمیدن با زن . (از ذیل اقرب الموارد از تاج ).