دکین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دکین . [ ] (اِخ )دهی است از بخش زرند شهرستان ساوه . آب آن از قنات . محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
دکین . [ دُ ک َ ] (اِخ ) ابن رجاه فُقَیمی . راجز قرن اول هجری . وی در عصر امویان شهرت یافت و عمربن عبدالعزیز را آنگاه که والی مدینه بود مدح گفت . و نیز رجزی در مدح مصعب بن زبیر دارد که از آن استنباط میشود او را در عراق دیده است . و رجزی در توصیف اسب خویش دارد که نشان میدهد او در شام نزد ولیدبن عبدالملک بار یافته است . (از الاعلام زرکلی ج ٣ ص ١٩، از سمط اللاَّلی و معجم الادباء و الشعر والشعراء).
دکین . [ دُ ک َ ] (اِخ ) ابن سعید مزنی . صحابی است . (از منتهی الارب ).