دیباجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیباجی . (اِخ ) شاعری باستانی است و یک بیت از شعر او در لغت نامه ٔ اسدی به شاهد آمده است . (یادداشت مؤلف ): بسی خسرو نامور پیش از او شدستند زی بندر شاریان . دیباجی . رجوع به ماده بعد شود.
دیباجی . (اِخ ) ابوالطیب محمدبن جعفربن المهلب . نسبت وی منسوب به صنعت دیباج است . (از تاج العروس ).
دیباجی . (اِخ ) لقب ابن المطرف . (انساب سمعانی ).