دیباپوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیباپوش . (نف مرکب ) که دیبا پوشد. آنکه دیبا بر تن کند : سرایهاش همه پر ز سرو دیباپوش وثاقهاش همه پر ز شیر دندان خای . فرخی . دشت دیباپوش گردد ز اعتدال روزگار ز آن همی بر عدل ایزد وعده ٔ دیبا کند. ناصرخسرو.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی