دیخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیخ . (ع اِ) خوشه ٔ خرما. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، دیخة. (از لسان العرب ).
دیخ . [ دَ ] (ع مص ) خوار کردن کسی را [ واوی و یایی هر دو آمده است ] و مقهور ساختن . (از لسان العرب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیخ . (ع اِ) خوشه ٔ خرما. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، دیخة. (از لسان العرب ).
دیخ . [ دَ ] (ع مص ) خوار کردن کسی را [ واوی و یایی هر دو آمده است ] و مقهور ساختن . (از لسان العرب ).