دیدبون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیدبون . [ دَ دَ ] (ع اِ) بازی است مرعرب را. (منتهی الارب ). لهو. (اقرب الموارد). ◄ بازی و تفرج و سرگرمی . (ناظم الاطباء). ◄ بازیچه . (ناظم الاطباء). اما دو معنی اخیر در فرهنگهای معتبر عربی دیده نشد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیدبون . [ دَ دَ ] (ع اِ) بازی است مرعرب را. (منتهی الارب ). لهو. (اقرب الموارد). ◄ بازی و تفرج و سرگرمی . (ناظم الاطباء). ◄ بازیچه . (ناظم الاطباء). اما دو معنی اخیر در فرهنگهای معتبر عربی دیده نشد.