دیدوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیدوان . (اِ مرکب ) دیدبان . دیده بان . رجوع به دیدبان شود: اذکاه ؛ دیدوان فرستادن . (تاج المصادر بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیدوان . (اِ مرکب ) دیدبان . دیده بان . رجوع به دیدبان شود: اذکاه ؛ دیدوان فرستادن . (تاج المصادر بیهقی ).