دیر رسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیر رسیدن . [ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) با تأخیر آمدن . با فاصله از موعد مقرر فراز آمدن : داستان گر درست و دیر رسید او بگاه آمد و بگاه رسید. سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیر رسیدن . [ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) با تأخیر آمدن . با فاصله از موعد مقرر فراز آمدن : داستان گر درست و دیر رسید او بگاه آمد و بگاه رسید. سوزنی .