دیر ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیر ساختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) دیر ترتیب دادن . دیر تهیه کردن : با همه زیرکی و استادی دیر سازم و لیک بد سازم . علی تاج حلوایی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیر ساختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) دیر ترتیب دادن . دیر تهیه کردن : با همه زیرکی و استادی دیر سازم و لیک بد سازم . علی تاج حلوایی .