دیرمدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیرمدار. [ م َ ] (ص مرکب ) کندگرد: درم دیرمدار؛ که بسهولت از دستی بدستی نشود. که خرج کردن آن دشوار باشد. (یادداشت مؤلف ) : دشنام دهی باز دهندت ز پی آنک دشنام مثل چون درم دیرمدار است . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیرمدار. [ م َ ] (ص مرکب ) کندگرد: درم دیرمدار؛ که بسهولت از دستی بدستی نشود. که خرج کردن آن دشوار باشد. (یادداشت مؤلف ) : دشنام دهی باز دهندت ز پی آنک دشنام مثل چون درم دیرمدار است . ناصرخسرو.