دیرک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ) (اِمصغ.) تیر بسیار بزرگ، تیرک.مترادفها و واژههای مرتبطپادیر، تیرک، چوب، شمعک، میلهواژه قبلی: دیرپایواژه بعدی: دیرکرد